حسن حسن زاده آملى

297

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

و پس از تمهيد اين اصل قويم ، در علم بارى سبحانه به ما سواه بنابر مبناى رصين وحدت شخصى وجود گويد : « و اذا شهدت هذا الأمر و ذقته بكشف محقّق ، علمت أن سبب كمال علم الحق بالأشياء انّما هو من أجلّ استجلائه ايّاها فى نفسه و استهلاك كثرتها و غيريّتها فى وحدته » . گفتار عارف رومى در اتحاد عاقل به معقول و شرح و بيان متألّه سبزوارى بر آن عارف رومى در چندين جاى كتاب عالى الشأن « مثنوى » در اتّحاد عالم به معلوم و عاقل به معقول سخن به ميان آورده است كه اگر بخواهيم همهء آنها را به استقصاء نقل كنيم و شرح دهيم به طول مىانجامد و ما چند موردش را عنوان مىكنيم ، از آن جمله در اوائل دفتر دوم ص 111 چاپ علاء الدوله گويد : طيّبات آمد به سوى طيّبين * مر خبيثين را خبيثات است هين كين مدار آنها كه از دين گمرهند * گورشان پهلوى كين داران نهند اصل دوزخ كينه است و كين تو * جزو آن كلّ است و خصم دين تو چون تو جزو دوزخى هين گوش‌دار * جزو سوى كلّ خود گيرد قرار ور تو جزء جنّتى اى نامدار * عيش تو باشد چو جنّت پايدار تلخ با تلخان يقين ملحق شود * كى دم باطل قرين حقّ شود اى برادر تو همين انديشه‌اى * ما بقى تو استخوان و ريشه‌اى گر گل است انديشهء تو گلشنى * ور بود خارى تو هيمهء گلخنى متألّه سبزوارى در « شرح مثنوى » ص 103 دفتر دوم در اين مقام گويد : « گر گل است انديشهء تو گلشنى ، اين قول به اتّحاد عالم و معلوم است كه بسيارى از محقّقين حكما برآنند و مجملى از بيان ، آنست كه : معلوم دو است : معلوم بالذات چون صورت كلّيّهء گل كه در عقل و صورت جزئيّهء آن‌كه در خيال است . و معلوم